X
تبلیغات
جاذبه های ایران و جهان - معماری قلعه الموت ( شکارگاه عقاب )
ایران و جهان

کاخ دژ الموت( دژ حسن صباح)/دار الملک الموت

     دژ حسن صباح هسته اصلی و مرکز منظر فرهنگی سرزمین الموت در شمال شرق روستای گازر خان از توابع معلم کلایه در بخش الموت شرقی است. بقایای دژ در دامنه کوه جنوب غربی هودکان از رشته کوه البرز مرکزی بر روی صخره ی کشیده ی پودنگی (کنگلو مرایی) با دره ها و پرتگاه های سهمگین در پیرامون قرار دارد. این صخره از زمین های اطراف از ارتفاع 220متر دارد و بلندی آن از سطح آب .های آزاد 2163 متر است.

این صخره دژ مانند بخشی از معماری و استحکامات دژ به شمار می آید که تسخیرناپذیر و با دیده بانی های بی شمار در تمام جبه ها، برج ها و دیوارهای حفاظتی بوده که پایداری آن را تقویت می کرده است. وسعت این دژ بیش از 20000 متر مربع است که بر روی شیب صخره بر روی پستی و بلندی ها بنا شده سات. ازهمه شیب ها و سطوح بهره برداری کامل شده است. برآورد شده که 8000مرد و 900 چهارپا در قلعه می زیستند. با متروک شدن و شرایط جوی در طی زمان،این دژ ویران شده و تنها بقایای دیواره ها و برج ها و دیده بانی های سنگی با ملات گچ در پیرامون صخره دیده می شود. پیش از کاوش ها سطح قلعه با خاک پوشیده شده و سطحی نامشخص داشت1 از سال 1381 با کاوش های هر ساله بخشی از آثار مشخص گردیده و بازسازی و بازنمایی معماری دژ و دوره های آن امکان پذیر شده است.دژ دارای دو .بخش قلعه بالا و قلعه پایین است

 

دوران اسماعیلیه_ دوران حسن صباح بنیان گزار بلده القبال الموت

 

    در پایه متون دژ حسن صباح دار الملک و مرکز فرمانروایی دولت نزاریان است. گفته می شود یکی از ملوک جستانی از زیدیان علوی در سال 246 قمری به نام " الداعی الی الحق حسن بن زید " بر کوهی بر دره الموت دژی بنا کرد که همان دژ حسن صباح بوده است. گویند حسن صباح، رهبر فرقه نزاریه اسماعیلیان در ایران، در سال 483 قمری به 3000 دینار زر دژ الموت را از مهدی علوی زیدی با آمیزه  افسانه، به اندازه چرم گاو خریداری کرد. وی به مرمت و نوسازی بنای قلعه پرداخت. استحکامات آن را تعمیر و مخازن و منابع تامین آب آن را اصلاح کرد، شبکه آبیاری و کشت غلات را در دره الموت گسترش داد و بهبود بخشید و درختان بسیار در آنجا کاشت. دژ الموت مرکز حوزه علمی و دینی به شمار می آمد. از کتابخانه و نوشته ها و آلات و افزار علمی نجوم در این دژ یاد شده و گویند کتاب دستور المنجمین در آداب نجوم در این دژ نوشته شده است. دانشمندان نامور و بزرگ مسلمان همچون خواجه نصیر طوسی از 632_654 هجری قمری به مدت 22سال تا زمان سقوط الموت در این دژ می زیسته اند. در سال483 هجری قمری حسن صباح، رهبر فرقه نزاریان اسماعیلیلان در ایران سرزمین الموت را که کلید دروازه دیلمان به شمار می آمد و مکانی صعب العبور و غیر قابل دسترس با استحکامات طبیعی کوهستان بود،به عنوان پایگاه مبارزه و تبلیغ در ایران برگزید. نخستین ورودگاه او به الموت،دره اندج با با مغاک ها و پناه گاه های طبیعی بود. حسن صباح الموت را بلده القبال و دژالموت را ملک الی الله نامید. دژها یا دارالحجره به صورت دژ شهرک ها به مدت نزدیک به دو سده کانون و پایگاه مبارزه و تبلیغات دینی بوده است.در سال 654 هجری قمری پس از دو سده مقاومت در زمان رکن الدین پور شاه، آخرین .فرمانروای اسماعیلیان الموت این سرزمین تسلیم هلاکوخان مغول گردید


دژهای الموت 

 

 

  فرآیند نزدیک به دو سده حضور و فعالیت اسماعیلیان در این منطقه بنای دژهای بی شماری در این سرزمین است. نزدیک به 20 دژ_ شهرک و دیده بانی در بلندی های تحسین برانگیز و با پرتگاه های سهمگین و هولناک به جا مانده از دوران فرمانروایی اسماعیلیه در منطقه، یادگار ماندگاری از این دوران است. نام آورترین این دژها: دژ حسن صباح دارالملک، شیرکوه، نویزرشاه گرمارود، دژ شمس کلایه، قسطین لار،ایلان، شهرک، آو و دژ لمبسر در شهرستان رودبار که نائب الحکومه و زمستانگاه  الموت است. مجموعه این زنجیره دژها که بر سر راههای دسترسی به دره الموت بنا شده است محدوده منظر فرهنگی الموت که همپوشان با محدوده طبیعی و تاریخی است را تعیین و مشخص کرده که هسته اصلی آن دژ حسن صباح و منظر فرهنگی وابسته به آن است.

 

 

معماری دژ حسن صباح

 

قلعه پایین: دارای پلکان شیب پله گذرگاهی با پا خورها، قابل گذر با اسب و چهارپا به عرض میانگین2/1 متر و به شکل مارپیچ تراشیده شده. دست کند با بیش از 40 پاخور محدود در دیوار محافظتی، به دروازه با برج های دیده بانی و اتاقک های محل زیست و کارگاهها و دیده بانی و اتاقک های محل زیست و کارگاهه و کوره ها و دیده بانی اسبی خانه است.

قلعه بالا: دژ بالا را می توان به سه بخش تقسیم بتدی کرد:

دیوار و برج و بارو دورازه و پلکان اصلی

بخش میانی بنای دارالعماره، گنبد خانه و مجموعه انبارها و آب انبارها و بخش زیستگاهی

گذرگاهها

اسطبل دوره صفویه و بخش دماغه دیواره و برج های جنوب شرقی با ارتفاعی موجود بیش از 16 متر بلندتر از دژ پایین جدا شده است. دروازه قلعه بالا با گذرگاهی به بالا راه می یابد. با پلکان سنگی با 14 پاخور و 6 طاق نمای آجری محلنگهبان در دو طرف متعلق به دوره صفویه است. این مسیر بر روی

گذرگاه دوره اسماعیلیه بنا شده دو پایه سنگی هشت گوش دار دو طرف دروازه و طاق نمای سنگی متعلق به دوره اسماعیلیه است. در بالای سطح دژ بالا مقر اصلی فرمانروایان اسماعیلیه در طی 170 سال بوده است که آثار آن در زیرساخت و ساز دوره های بالا(دوره صفویه و قاجاریه) مدفون است که طی کاوش هایی از ویرانه های آن به دست آمده است

 

 

مولا سرا( بنای اصلی) اقامتگاه و مسجد فرمانروای دژ ( حسن صباح و جانشین های وی

 

این بنای گنبدخانه با ایوان شمالی با سردرآجری پرکار، صحن چهارگوش میانی 100 متر مربع با دو سردابه در میان صحن، ایوان جنوبی با سردر بلند و با ارتفاع باقی مانده 5 متری از آن با آجرکاری های پرکار دوره اسماعیلیه، دو تالار جانبی شرقی و غربی است که در شرق آن به فضای چهار گوش با فضای 6 متر مربع و بندی به جا مانده نزدیک به 11متر با سه نورگیر راه می یابد که شاید برای رصد کاربرد داشته باشد. معماری باشکوه گنبدخانه آن یادآورو همانند کاخ خلفای بغداد و بناهای همزمان آن چون گنبد علویان همدان، گنبدخانه مسجد جامع  و مدرسه حیدریه قزوین است. با سه دوره ساختاری (سده6،5و7

هجری دوره اسماعیلیه) است.

بخش دماغه باریک شمال شرقی با وسعتی حدود 400 متر مربع است که سطح آن به کشیدگی عرشه و دماغه کشتی است با دیواره های سنگی و اتاقک هایی در صخره کنده شده که در شیب غربی در ارتفاع 2135 متری از سطح دریا مخزن آبی به طول 5/13 متر و عرض 5/5 متر عمق 6متر است. گنجایش ذخیره آب آن در حدود 200 متر مکعب است و به طور ثابت در آن آب وجود دارد در غرب آن اتاقی کنده در سنگ است که درخت انگرو روییده است. بر پایه افسانه ها، حسن صباح این درخت را کاشته است. در شیب پایین شمالی آن اتاقی نگهبانی با دو دیده بانی به نام دوبرخانه قرار دارد که بر شمال شرق دره پوشش نگهبانی 180 درجه دارد و مانند چشم تمساح عمل می نماید و نشانگر دانش فناوری سازندگان دژ می باشد

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 1:41  توسط مهدیه یعقوبی  |