برف می بارد
برف می بارد 





برف میبارد به روی خار و خارا سنگ
آنک ، آنک کلبه ای روشن
در کنار شعله ی آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
« گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاین جاست
آسمان باز آفتاب زر باغ های گل دشت های بی در و پیکر
درغم انسان نشستن
پابه پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
کار کردن ، کار کردن
آرمیدن
آری ، آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گربیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست .»



























+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:22 توسط مهدیه یعقوبی
|